دلنوشته(۱۲)

خرید بک لینک
امروزبایدکارهامو انجام بدم که دیگه کاری نباشه.فرداازصبح خونه مامانیم.به خاطرشب یلدا.اسمش شب یلداست ولی فقط ماازصبحشمیریم.چکارکنیم دیگه محبوبیت زیادی این چیزها روهم داره.خخخخخ

.یادمه ازبچگی بین خواهرام برای مامان ،بابا چیزدیگه ای بودم.امانمیدونم چرا وقتی بزرگ شدم این زندگی روبرام انتخاب کردن.شایدبه نظرخودشون خیروصلاحم رومیخواستن.شایــد....بگذریم...

قرارشدگذشته رونیارم توی این روزهام .امامگه میشه.....

تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی

آمــــوخت

فقــط یــک کلمـــــــه اسـت

میگـــــــــــذرد

ولی دق میدهــد تا بگـــــــذرد....


دلنوشته(۱۷)...

ما را در سایت دلنوشته(۱۷) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 11:49

صفحه بندی