.یادمه ازبچگی بین خواهرام برای مامان ،بابا چیزدیگه ای بودم.امانمیدونم چرا وقتی بزرگ شدم این زندگی روبرام انتخاب کردن.شایدبه نظرخودشون خیروصلاحم رومیخواستن.شایــد....بگذریم...
قرارشدگذشته رونیارم توی این روزهام .امامگه میشه.....
تنهــــــا چیــــــــزی که بایـد از زندگـــی
آمــــوخت
فقــط یــک کلمـــــــه اسـت
میگـــــــــــذرد
ولی دق میدهــد تا بگـــــــذرد....
ما را در سایت دلنوشته(۱۷) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163