پرسیداخلاقش که انگارخوب شده نه؟سکوت کردم.اون هم سکوت کرد...
چندثانیه ای ساکت بودیم وبعدآهسته گفت لعنت به من وخداحافظی کردبابغض خداحافظی کوتاهی کردم وگوشی روقطع کردم وبعدبه اندازه تمام آرزوهام اشک ریختم....
امروز وخونه مامانیم. اماسرم بدجور دردمیکنه.شایدبیرون برم بهترشم .....
یــــــــلداخوش بگذره بهتون......
ما را در سایت دلنوشته(۱۷) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 166